! اضافات يك معلم رياضي
پانزدهم
مرداد ماه هم يك روزمعمولي است .مثل تمام روزهاي ديگر براي من هم همينطور است زيرا
در هيچ كجاي دنيا مراسمي براي گراميداشت روز تولد من برگزار نخواهد شد .اين را به خاطر اين مي گويم كه در خانه ي
خودمان هم خبري نخواهد بود. اصولا در فرهنگ ما برگزاري جشن تولد را چيزي در حد يك
سوسول بازي بچگانه مي دانند كه در دوران كودكي ما وجود نداشت ولي جديدا در خانواده
ها مد شده است . درست يا غلط اين مراسم به خاطر چشم و همچشميها در حال گسترش است. بارها مرا مي كشند دشمناني كه از جنس هيچند و صدا و نور و حركت . آنها مرا مي كشند در دنيايي كه از جنايت و خون ساخته اند دقايق در تمناي رسيدن به آرمانم بي
قرارند سلاحم را عوض مي كنم و از اينجا به آنسوي ابرها شليك مي كنم ناگهان غروب مي شود و خون از ساق پايم فروتر مي رود در اين دنياي پوچ اگر باز هم كشته شدم مرا مرده مپنداريد زنده ام و با اين اشباح رايانه اي بازي مي كنم با
كمي تفكر در مورد هندوانه در فصل تابستان مي توانيم به اندازه ي دو واحد يا بيشتر
دروس دانشگاهي توحيد و معرفت كسب كنيم . و درك كنيم كه در جهان هيچ چيزي بيهوده
خلق نشده و هوش برتري جهان ما را مديريت مي كند . حالا
ما بايد با اين خداي مهربان چه كنيم و با كدام زبان شكرنعمتهايش را به جاي آوريم؟ بنده
همان به كه ز تقصير خويش
عذر به درگاه خداي آورد يكي
از بهترين برنامه هاي صدا و سيما كه ارزش وقت گذاشتن و تماشا كردن را دارد برنامه
ي روز از نو مي باشد كه هر روز صبح از شبكه ي دوم سيما پخش مي شود . اين مجموعه در
واقع همان نسخه ي دوم مردم ايران سلام با همان پارامترهايي كه باعث محبوبيت آن در
زمان پخشش شده بود . مثلا استفاده از بهترين متخصصان در بخشهاي مختلف برنامه و
تلاش براي اينكه تمام اجزاي آن از
بالاترين كيفيت برخوردار باشد اما با تفاوتهايي در اجرا و دكور و ... اين نشان مي دهد كه دست اندركاران آن براي وقت
مردم ارزش قائلند و بدرستي با كاركرد رسانه آگاهند. سلام
بر تو هنگامي كه براي اداي نماز قامت مي بندي سلام
بر تو هنگامي كه مقابل عظمت افريدگارت به ركوع رفته اي سلام
بر تو هنگامي كه به خاك افتاده اي سلام
برتو هنگام صبح سلام
بر تو هنگام غروب سلام
بر تو اي بهترين فرزند آدم از هزار سال پيش تا به امروز شرمنده
ام ، در اين دنياي پر هياهو تو را از ياد برده ام. شرمنده
ام ، براي آمدنت دستانم را به ضريح آسمان دخيل نبسته ام . شرمنده
ام ، سالهاست كوچه ي باريك دلم را براي
استقبالت آب و جارو نزده ام . گمگشته
و سرگردانم . مثل
پر كاهي در دست طوفانم . روز
و شب حيرانم . آب
را از تو نمي خواهم عطش
را خواهانم.
به همسرم مي گويم مي داني فردا پانزدهم مرداد است ؟
مي گويد :آهان پس نتيجه مي گيريم امروز چهاردهم مرداد است .
مي گويم : نه بابا فردا را مي گويم كه پانزدهم مرداد است .
مي گويد : فردا را مي دانستم
مي گويم : خب چه اتفاقي افتاده است؟
به سبك دختر كوچكم مي گويد : تبلكت (تولدت ) مبارك مهدي ! همين
مادرم مي گويد :مهدي ما تابستان كه به نيمه رسيد به دنيا آمد .اتفاقا آن سال نيمه
ي مرداد مصادف شده بود با نيمه ي شعبان و ميلاد امام زمان و به احترام صاحب اين
روز نامش را مهدي گذاشتيم . سخن مادرم كه
به اينجا مي رسد كلي ذوق مي كنم و احساس مي كنم الان است كه سرم به سقف برخورد
كند. با اين وجود چيزي نمي گويم و منتظرم سخنانش را كه از فرط تكرار از بر كرده ام
ادامه دهد : در آن شب همگي منو با يك بچه ي تازه به دنيا آمده تنها گذاشته بودند و
به جشن رفته بودند .مي داني درست نيست زني كه تازه وضع حمل كرده را تنها بگذارند .
باز هم خدا رحمت كند مادر بزرگت را كه خيلي زحمت برايت كشيد و... بگذريم
سي و اندي سال گذشته است و امسال هم نيمه ي شعبان با نيمه ي مرداد مصادف شده است .
با خودم مي گويم سي و اندي سال بعد كه من سنم شصت و اندي سال خواهد بود – اين تخم
اندي اندي را چه كسي در دهان من انداخت – اگر زنده باشم انشا ء الله در كجاي
زندگيم خواهم بود . با اين حال الحمد لله از زندگيم راضيم و در همه حال شكر گزار
خداوندم و بهش مي گويم : خدا جونم خيلي باحالي. ممنون كه منو بدنيا آوردي . مرسي !
![]()
نمي دانم شده است در فصل گرما بعد از كار روزانه ، خسته و گرمازده به خانه مي آييد . براي رفع تشنگي مي رويد سر
يخچال و پارچ آب را همانجا يكباره سر مي كشيد . ولي هنوز هم تشنه ايد و ميل به آب
داريد . تعريق بدنتان افزايش پيدا كرده و لباستان خيس عرق شده است . ولي هنوز هم
تشنه ايد. و اعصابتان در حال خرد شدن است.
اكنون بهتر است اين كار را به هندوانه واگذار كنيد .اصولا رفع عطش در گرماي
تابستان در تخصص هندوانه است.هندوانه خنك كننده ي موتور بدن است . به طوري كه بعد
از مصرف آن دلتان مي خواهد كولر را اگر روشن است خاموش كنيد . و اين چندان عجيب
نيست زيرا مايع عجيبي دماي بدن را به طور چشمگيري كاهش داده است . و به شما آرامش
بخشيده است.
هندوانه از ۹۲ درصد آب و ۸ درصد قند طبیعی تشکیل شده است و فاقد چربی است ولی
سرشار از ویتامینهای
A، B، C، پروتئین، منیزیم، آهن،
کلسیم، فسفر، پتاسیم، سدیم و لیکوپن میباشد.
هندوانه شوینده خوب کلیههاست. ادرار شفافی که بعد از مصرف هندوانه از کلیهها
تراوش میشود گواه صادقی بر این ادعاست. پس از مصرف هندوانه بدن از سه طریق:
ادرار، مدفوع و عرق، سموم را دفع میکند به همین دلیل خیلی زود شادابی و طراوت
مخصوصی به انسان دست میدهد.
هندوانه منبع خوب آنتیاکسیدانی به نام «لیکوپن» است. لیکوپن یک رنگدانه شیمیایی
است که باعث رنگ قرمز هندوانه میشود.
این آنتیاکسیدان میتواند رادیکالهای آزاد را که موجب اکسیده شدن کلسترول بد
(LDL) و رسوب آن در رگهای خونی میشود خنثی
کند و از سکتههای قلبی و مغزی و تنگی و التهاب عروق مجاری تنفسی جلوگیری کرده و شدت
حملات آسم را کاهش دهد. همچنین لیکوپن میتواند در پیشگیری از سرطان روده و سرطان
پروستات در آقایان و سرطان سینه در خانمها موثر باشد.
به دلیل آنکه هندوانه سرشار از پتاسیم است، در تعدیل فشار خون موثر بوده و از
طریق افزایش ادرار، سدیم اضافی بدن را دفع میکند.
هندوانه صفرابر است و از ایجاد رسوبات صفراوی در کیسه صفرا و بیماریهای کبدی
جلوگیری میکند و میتواند به تعدیل چربی خون کمک کند.
خوردن تخمه هندوانه کرمهای معده و روده را از بین میبرد و برای درمان سوزش
ادرار، زخم مثانه و همچنین تسکین سرفه مفید است.
پوست سفید داخل هندوانه برای زخم و چرک گلو و دهان بسیار موثر است.
منیزیم و ویتامین
B موجود در هندوانه در تسکین و آرامش اعصاب بسیار مفید بوده
و به رفع کمخوابی کمک شایانی میکند.
ورنه سزاوار خداونديش كس نتواند كه به
جاي آورد 
يكي از فاكتورهاي مهم در موفقيت اين برنامه وجود يك مجري بسيار مسلط و مجرب مي
باشد كه سهم عمده اي در محبوبيت آن دارد. آقاي محمد جعفر خسروي مجري اخموي برنامه
ي خارج از وقت اداري در شبكه ي استاني خراسان كه هر از گاهي مسولان محلي را به
چالش مي كشيد وبه هيچ عنوان خنده بر لب نمي آورد حالا نشان مي دهد كه آبي نيافته بود
و گرنه شناگر ماهري است . فن بيان خوب ، تسلط بر اجرا ، فراهم آوردن بستري مناسب
براي گفتگويي صريح و بي رودربايستي با مهمانان برنامه ، بي غل و غش بودن و بي ادعا
بودن و نكته سنجي ، عليرغم انتقاداتي كه هر از گاهي به او مي شود از قبيل پرگويي و...
از او يك مجري باهوش و توانمند ساخته است .
اوج اجراي آقاي خسروي جايي است كه روبروي خانم دكتراعظم فعال كارشناس خلاقيت مي
نشيند و مجبور است عليرغم ميل باطني به سوالات او كه اتفاقا همزمان از محمد حسين –
مهمان كوچولوي برنامه – هم مي پرسد جواب دهد. ضايع شدن او هنگام جواب دادن به بعضي
از سوالات و عكس العملهاي كه از خود بروز
مي دهد همراه با رفتاري كه با محمد حسين درپيش
مي گيرد باعث بوجود امدن اتفاقات خنده داري مي شود . در بوجود آمدن اين جو صميمي و
فرح بخش و موفقيت اين بخش در اموزش خلاقيت نقش اقاي خسروي حياتي است و اين براي من
معلم بسيار جالب و اموزنده است. 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 9:16 توسط مهدي برگي|
|
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 10:42 توسط مهدي برگي|
|
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:44 توسط مهدي برگي|
|
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 17:23 توسط مهدي برگي|
|
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 17:27 توسط مهدي برگي|
|

